در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
مطابق رویکرد پدیدارشناسی، بنیادی ترین و نخستین اصل پدیدارشناسی این است که پژوهشگر برای شناخت اشیاء به خود پدیده¬ها به دور از عوامل بیرونی روی آورد. براساس تحلیل پدیدار شناسی فرایند تحلیل پدیدارشناسانه در برگیرنده تعیین پدیده مورد مطالعه، تعلیق تجارب پژوهشگر و جمع آوری داده¬ها از افرادی که پدیده مورد مطالعه را تجربه نموده است می¬باشد. پس از گرد آوری داده¬ها پژوهشگر به تحلیل داده¬ها هم¬گام با تقلیل اطلاعات و برگزیدن گزاره¬ها و عبارات مهم مبادرت می¬ورزد. این روند به بسط توصیفی متنی(محتوای) تجارب افراد و گروه¬های در گیر در ماجرا می¬انجامد. نقش پژوهشگر در پدیداشناسی عبارت است از؛ مشاهده¬گرهمدل که می¬خواهد به نوع از عینیت دست یابد؛ با این ویژگی که محقق باید بتواند خود را به جای کنشگر اجتماعی قرار دهد و با درک معناهای ذهنی مورد استفاده کنشگران اجتماعی، به درک معنا مبادرت ورزد. در واقع هدف اصلی پژوهشگر در پدیدارشناسی ورود به تجربه مشارکت کننده¬گان و مشاهده تجربه آنان به طور یکسان می¬باشد.