در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
انسان به عنوان موجودی که اندیشهورزی را بارزترین وجه تمایز خویش با دیگر موجودات میداند، دارای تاریخ بس طویل و عظیم اندیشه است. یکی از نتایج قابل استنباط تاریخ اندیشه این است که انسان با اندیشههایش تلاش کرده بر طبیعت مسلط شود و تمدن و فرهنگ خلق کند. تسلط بر طبیعت نیز توام با نظم بوده، چه بسا که بدون نظم انسانبنیاد این تسلط امکانپذیر نبود. بر همین مبنا زندگی اجتماعی انسان به حوزههای مختلف، از جمله سیاست، دستهبندی گردیده است. با دستهبندی حوزههای مختلف زندگی اجتماعی امکان و فرصت فکر مشخص و تخصصی در مورد مسئلههای مشخص آن حوزهها ایجادگردید. از همین رو موازی با تاریخ زندگی سیاسی بشر، اندیشۀ سیاسی نیز تکامل یافته است. امروزه جوامع سیاسی با طی مراحل مختلف اندیشهورزی از بازاندیشی سیاسی به عنوان آخرین مرحلۀ تفکر سیاسی در زندگی مدرن استفاده میکنند. این مقاله در تلاش است تا جایگاه و نقش اندیشه و بازاندیشی را در حوزۀ سیاست افغانستان بررسی کند.