در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
پس از سقوط طالبان (سال 2001م) افغانستان تا حدودی فضای باز سیاسی را تجربه کردند. احزاب و تشکل¬های سیاسی متعددی نیز شروع به فعالیت نمودند. توافقنامه کنفرانس بُن (2001م) آغازگر عصر نوین در حیات سیاسی احزاب به شمار می¬رود. فضای باز سیاسی بعد از توافق بن بستر فعالیت احزاب را فراهم نمود. با شکل گیری حکومت دموکراسی جایگاه احزاب در قانون اساسی به رسمیت شناخته شد. با گذشت بیش از سه دهه از فعالیت سیاسی احزاب آنچنان که انتظار می¬رفت، اجزاب کارآئی لازم را از آدرس حزبی خود ندارند، بلکه برای حل بحران هویتی، مشارکت سیاسی، مشروعیت مردمی و بر قراری عدالت اجتماعی همچنان درمانده اند. احزاب نه تنها روند زندگی سیاسی جامعه را تسهیل نکرده اند، بلکه راه حل سیاسی منازعات قومی افغانستان را دشوارتر نموده¬اند. ناکارآمدی احزاب سیاسی افغانستان بازگشت به گذشته تاریخی و شرایط فعلی آن دارد. عواملی که این ناکامی را پدید آورده است، مربوط به زمینة محیطی و محاطی آن می¬باشد. رفع این موانع، با همکاری سه جانبة و متقابل نهاد حاکم، نخبگان اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و احزبی سیاسی امکان پذیر می¬باشد. نگاشته حاضر به هیچ وجه مدعی برشمردن تمام عوامل نا کارآمدی احزاب سیاسی در افغانستان نیست، ولی تلاش براین است تا مهمترین موانع ناکار آمدی اجزاب سیاسی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. به¬ نظر می¬رسد اگر احزاب سیاسی عملکرد خوبی می داشت، دموکراسی، توسعه سیاسی و تثبیت نظام سیاسی را تسهیل می¬ساحت.