در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
دراین مقاله سعی کرده ام تا علل و عوامل اٌفول نظامهای اقتصادی و وابستگی آن و تأثیرات گسترده آن روی فرهنگ جامعه را بیان نمایم هرچند، نظامهای اقتصادی به دلایل مختلفی افول را تجربه مینمایند به طور مثال در نظامهای اقتصادی انتقالی که اقتصاد کلاً جایگزین اقتصاد دیگری میگردد و نظام اقتصادی قبلی منتفی و باعث افت آن میگردد و دوم افول نظامهای اقتصادی سرمایهیی و نوپا میباشد که افول چنین نظامها، در عدم پیادهکردن درست سیاستهای مالی و پولی و بودیجوی و میزان فساد بالا نهفته است. افزون براین، وابستگی نظامهای اقتصادی همان طلسم پروپاقرص اقتصادی را شکستانده و باعث اٌفت همان نیروی سازندۀ جامعه که عبارت از نیروی انسانی و منابع زیر زمینی آن میباشد، میگردد هرچند، این وابستگی در کشورهایی نظیر افغانستان توأم با بحرانهای سنگین نسلی بوده که ضمن به میانآوردن افول اقتصادی، نیروی انسانی کشور را با بحرانهایی همچو بحران سطح تحصیل و دخیل ساختن چنین افراد در بازیهای سیاسی که از چالش برانگیزترین و فاجعهآورترین نکتهها شمرده میشود وارد مینماید و همچنان جامعه از همان رفاه نسبی خویش دور مانده و گراف بالای فقر را تجربه میکند که در نهایت به نابسامانیهای درونی جامعه منجر میگردد. وابستگی نظامهای اقتصادی نه تنها نمایانگر بحرانهای فوق بوده بلکه تغییرات گستردهیی در فرهنگ آن جامعه وارد میکند و همان منحرفسازی اصیل فرهنگی را به بار میآورد. از طرف دیگر استنتاج علمی مقالة حاضر عرضة پول و شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) را با در نظرداشت رشد تورم و مصارف بازار را به عنوان مودل رشد تولید ناخالص داخلی در خصوص افغانستان بنابه تحقیقات انجام یافته نشان میدهد.