در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
جنگ افغانستان، جنگ دو نیروی نامتقارن است، از یکسو آمریکا با توانایی نظامی و فنارویهای جنگی فوقالعاده کارامد، اما در جنگهای متعارف (سنتی و مدرن)؛ و از سوی دیگر، دشمنی ضعیف و ناتوان با ابزار نظامی معمولی و سلاحهای کوچک قابل انتقال، ولی با روحیۀ جنگی متفاوت و بسی موثرتر. در چنین جنگی نه میدان نبرد روشن میان دو طرف وجود دارد و نه حملات دشمن قابل پیشبینی است، تا دست به مهار و نابودی آن یازیده شود. همچنان این جنگ در درازمدت نهتنها سبب اعتماد بیشتر مردم افغانستان به آمریکاییها نشد، که مشروعیت آن کشور را به عنوان صلحبان حد اقل در بخشی از جامعۀ افغانستان زیر سوال برد. این مسئله از یک سو بر میگردد به خطی دیدن و استکبار آمریکا در جنگ با تروریسم، و از سوی دیگر ناشی از حضور درازمدتی است که نتیجۀ موثری برای حکومت افغانستان در پی نداشته است. حملات پیدرپی و تصرف نیمی از خاک کشور توسط گروههای شورشی گویای آن است. این مقاله میکوشد تا مهمترین علت ادامۀ جنگ و شکست آمریکا را تببین و دلایل ناکامی آن را در چارچوب نبرد نامتقارن توضیح دهد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مهمترین علت ادامۀ جنگ تا نزدیک 17 سال تغییر ماهیت جنگ و شرایط جنگی نامتقارن میان آمریکا و هراسافگنان بوده است. روش بررسی ما تحلیلی- توصیفی بوده از دادههای کتابخانهیی استفاده شده است. یکی از تفاوتهای این نوشته با سایر نوشتههای علمی-پژوهشی این است که در نوشتار حاضر از اطلاعات بهروز شده و دستاول استفاده شده است.