در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
موضوع این مقاله نقد علم مدرن است. علم مدرن یکی از ارکان زیست جهان ماست؛ بدین معنا که ما در آن زندگی میکنیم، خانههای مان را بر اساس آن میسازیم، بیماریهای مان را بر اساس آن درمان میکنیم و کودکان مان را بر اساس مبانی برگرفته از علم مدرن تعلیم میدهیم و تربیت میکنیم. به بیان دیگر، علم مدرن ما را فرا گرفته است؛ لذا فهم موقعیت فرهنگی ما بدون فهم مختصات علم مدرن ناممکن به نظر میرسد. مقصود از علم مدرن علمی است که در چهار قرن اخیر از دکارت به اینسو، پیشرفتهای محیرالعقولی داشته است. و وقتی این علم را از علم قدیم و علم باستانی متفاوت میدانیم، بدین دلیل است که ما واقف هستیم بر اینکه این علم مختصاتی دارد که دانایی باستان فاقد آن بود. مراد از نقد علم مدرن فهم این تفاوتهاست یعنی فهم آن چیزی که امری همچون علم جدید را از علمی که پیشتر بوده است متمایز میکند. احتمالاً علم جدید و دانائی قدیم آنچنان متفاوت هستند که فقط اشتراک لفظی دارند و شاید ناچاریم که بر علم باستانی، دیگر علم اطلاق نکنیم، در این جستار نقد علم مدرن از چهار زاویه، ازجانب سنت گرایان، فلاسفه، متفکران مدرن و اندیشمندان پسامدرن مورد نقد و بررسی قرار میگیرد.