در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
سیاستگذاریهای توسعهای در تاریخ معاصر افغانستان به شکلگیری مفهوم دولت مدن در زمان امانالله برمیگردد. این روند را چالشهای متعدد تهدید کرده و هرازگاهی مانع تداوم آن قرار گرفته است. فرایند سیاستگذاریهای توسعهای با نظامهای مختلف همراه بوده و مسیرهای توأم با مشکلات را طی کرده است. هدف این مقاله تببین ساستگذاریهای توسعهای افغانستان طی سالهای 1383-1400 است. پرسش این است که سیاستگذاری ها در دو دههی گذشته با چه آسیب ها و چالشهای مواجه بوده است؟ و اینکه دولتهای افغانستان در این مدت در اجرای سیاستگذاری توسعهای تا چه سطح موفق بوده و این سیاستها تا چه اندازه تدوین و اجراء شده است؟ در طرح و تدوین سیاستهای توسعهای دولتهای افغانستان با توجه به شواهد ذکرشده در این مقاله چنین میتوان استنباط کرد که در اجراء و طرح برنامهها، دولتها ضعیف عمل کرده و نتوانستهاند به صورت اساسی برنامههای توسعهای را عملی سازند. در نهایت، این فرضیه مطرح میشود که به دلیل مرکزی بودن قدرت و گروههای مافیایی و وابستگی به کمکهای خارجی، سیاستهای توسعهای و رفاهی دولت افغانستان دراین مرحله با چالشهای عدیدهای مواجه بوده است. برای آزمون فرضیه، به کمک مطالعات تاریخی در مقاطع مختلف و درک ماهیت کاری دولتها در کشور و همچنان مدارک و قراین آماری نشان داد که سیاستگذاریهای توسعهای افغانستان با آسیبهای اجرایی و بودجهای برخورددار بوده است. در این پژوهش از روش تحلیلی-توصیفی استفاده شده است.