در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
علی¬رغم گذشت دو هزار و پانصد سال از طرح نظریۀ «فیلسوف¬شاه» توسط افلاطون، این نظریه کماکان محل بحث و تحلیل فیلسوفان و اندیشمندان سیاسی قرار دارد. واقعیت آن است که این نظریه جنبه¬ها و ظرفیت¬های کشف ناشدۀ بسیاری دارد و هر آنچه تا کنون در رابطه با آن صورت پذیرفته، به هیچ عنوان پایان کار نیست. نوشتار حاضر در پی آن است تا با بازخوانی و نقد و بررسی این نظریه در چارچوب نظریه¬های آرمانشهری، ورقی بر کتاب فیلسوف¬شاه افلاطون بیفزاید. بر این اساس قرائت مجدد عناصر کلیدی و گرانیگاه¬های نظریۀ حکیم حاکم و انگشت گذاشتن بر وجوهات آرمانشهری آن و در نتیجه سخن از خیزها و اُفت¬های آن کوششی است که نگارنده در راه آن اهتمام ورزیده است. راست آن است که نظریۀ حکیم حاکم دارای جنبه¬های روشن، تیره و خاکستری است که به نظر می¬رسد حفره¬های تحقیقی بسیاری بهویژه در حوزه سوم بر جای مانده است. ضرورت چنین امری برای باورمندان به مدینه¬های آرمانشهری چندچندان خواهد بود.