در حال بارگیری ...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur
adipiscing elit,
مفاهیم درگفتمانهای گوناگون به شکلهای گوناگون تفسیر میشوند، مقالۀ حاضر به بررسي مفاهیم دولت، قدرت و نظام بینالملل در اندیشۀ پستمدرن ميپردازد. پستمدرنها در عرصۀ روابط بینالملل بر این باوراند که میتوان قرائتهای مختلف و متکثری را از این رشته و مفاهیم آن مطرح نمود. از منظرگاه آنان مفاهیم اساسی و ازلی نظریههای کلاسیک روابط بینالملل فروریخته و قطعیت و شمول خود را از دست داده اند. در این قرائت جدید، چیزی که در گذشته و پیش از این در متن بوده، میتواند به حاشیه رانده شوند و آن مفاهیم و موضوعاتی که حاشیهای تلقی میشدند، میتوانند در متن مطالعات بینالمللی قرار گیرند. سوالی که در این جا مطرح است این میباشد که مفاهیم دولت، قدرت و نظام بینالملل در جریان فکری پستمدرن دچار چه چرخش مفهومی نسبت به گذشته شده اند؟ هدف اصلی پستمدرنیست مسئلهسازی و پیافکنی مفروضها و انگارههای بنیادین نظریۀ روابط بینالملل میباشد، پنداشتهایی که مدعی نشان دادن واقعیت در عرصۀ بینالمللی و شناخت آن از طریق روش و ابزارهای پوزیتیویستی است. این نوشتار به دو بخش اصلی تقسیم شده است. بخش اول به بررسی مفهوم پستمدرنيسم و اصول و مولفههای اساسی آن پرداخته است. و در بخش دوم وضعيت دولت، قدرت و نظام بینالملل در اندیشۀ پستمدرنيسم در عرصة جهاني و بين المللی به طور مفصل مورد بررسي قرار گرفته است. روش به کار رفته در مقاله، از حيث جمعآوری دادهها، شيوۀ اسنادی و از نظر تجزيه و تحليل، شيوۀ تبييني تحليلي است.